تبليغاتX
دهکده ی کوچک



نامه ای به مادرم ......

اضافه شد...

 

جمعــــــه ۱۷ شهریور ماه ۱۳۸۵       ۴:۰۰  

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم شهریور 1385ساعت 23:28  توسط عـــــرفان 



به نام خــــدا خالق انسان، به نام انسان خالق غم ها، به نام غم ها بوجود آورنده ي اشكها، به نام اشک تسکين دهنده ي قلبها، به نام قلبها ايجادگر عشق و به نام عشق زيباترين خطاي انسان

تقدیم به تمامی آنهایی که هنوز هم تکه ای از آسمان در چشمانشان ، جرعه ای از دریا در دستانشان و تجسمی زیبا از خاطره گلهای سرخ در معبدارغوانی دلهایشان به یادگار مانده است.


نخستین چکه ناودان بلند یک احساس را درقالب کلامی از جنس تنفس باغچه های معصوم یاس به روی حجم سپید دلهایتان می ریزم و آن را با لحجه همه پروانه صفت های این گیتی بی انتها به آستان نیلوفری دلهای زلال هدیه می کنم....

دهکده ی کوچک تنهاست و مرا می خواند . او وداع باران را نمی پذیرد .

دهکده ی کوچک خلوتگاه کسانی است که لحظات زندگی رافقط برای رسیدن به بهار و باران سپری می کنند اگر  چه ترنم بهاریشان رخت بربسته باشد و سرو تنها را جایگزین نموده باشد. که سرو را چه به باران و مهر و روشنایی دهکده ٬ که سرو آزاده هست و تنها ...

هرچند میدانم دربرابرآفتاب گرم دیگرمجالی برای باریدن نخواهدماند ٬ بااین حال شاید دهکده خویش راتنها نگذارم ، چراکه تحمل دیدن اشکهای مسافر برای دل باران مهربسیار زجرآوراست .

می دانید ٬ عقربه های ساعت روبه مشرق یخ بسته اند و چشمانم سکوت کرده اند . فقط نیمی از بلورین مهتاب درآسمان پیداست و نیم دیگرش را ابرها به اسارت برده اند . دلم هوای تپیدن با ستارگان را دارد و چشمانم هوای باریدن با ابرها . وقتی صدای پای خزان به شیشه سیاه ناامیدی تلنگری می زند ٬ برگهای عمرآدمیان ضمیمه خاطرات می شوند . هربارکه پلک برهم می زنم فصلی ازخاطرات سبز مرور می شود . زمان می گذرد و در مسیرثانیه ها خاطرات تبخیر می شوند تا در دشتی پر از حرف بازهم به یمن وجود ابرهای خاکستری تردید ٬ باریدن آغاز کند .

اگر با مرور روزهای پیشین ٬ بهار رابیاد آورید و با مرواریدهای پولکی ابر چشمانتان سکوت کوچه زمان رابشکنید آنگاه آن عکس کهنه جوانیش را بردارید و برای هزاران بار تکه تکه اش کنید ٬ خواهید دید که با انعکاس واقعیت ٬ او تمام آسمان رابرایتان ستاره باران خواهد کرد .

ای دوست ٬ در دهکده ی کوچک هرچه بنگاریم و هرچه بگوئیم ٬ بازابتدای سخن هستیم .

خط خطی های ۳/۱/۸۵     ۱۲:۲۳

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم شهریور 1385ساعت 22:22  توسط عـــــرفان  | 



ديشب قلمم بوسيد كاغذ را .............

عشق اگر نقطه ی وصل داشته باشد و ابزارش عقل باشد ، کار به خوبی صورت می گیرد ، در حقیقت باید با قلـــم عشق در دفتر عقل نوشت.

برگزیده از کتاب نظریات افکار راسل 

                                                                                                                                           

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم شهریور 1385ساعت 22:14  توسط عـــــرفان  | 





JavaScript Codes

JavaScript Codes